عجب دیوانه بودم من که بستم دل به چشمان تو ......
به قدر هرچه گل دیدم ، مرا آزار کردی " تو "
خیانت را دوباره در دلم تکرار کردی " تو "
عجب دیوانه بودم من که بستم دل به چشمانت
و کار قلب این دیوانه را دشوار کردی " تو "
چقدر از التماسم پیش مردم آبرویم رفت
چقدر این چشم ها را پیش مردم خوار کردی " تو "
شنیدم بارها با دیگران بودی ولیکن حیف !!
نظرات شما عزیزان: